Concerte Asal ina
October 12, 2008
cemetry from iron age
August 4, 2008
به طور اتفاقی وقتی در کوچه بن بستی در شهر تبریز میرفتم تا به بازار قدیم شهر برسم با نهایت
تاسف و هرمان خود را در زیرزمینی یافتم که سایت باستانی مربوط به 3000 سا ل قبل با 38 گور کشف شده
البته در حدود 200 عدد بوده که توسط تلاش بی شاعبه ماشینهای خاکبرداری مابقی به دلیل ساختن یک پاساژ
فنا شدند.
بی شک اگر کسی گم نشود و به اتفاق به آن کوچه نرود این سایت باستانی بی نظیر را نخواهد دید.
بعد ازدیدن این صحنه تصمیم گرفتم شخصا و از طرفهمه ایرانیان غیر عرب این نامه را به UNESCO ارسال کنم .
از دوستانم می خواهم در شناخت این سایت باستانی ارزشمند به دیگران بکوشند.
————-
As an Iranian and archeology lover , hereby I want to introduce UNESCO an unbelievable and valuable historic site which has been discovered in 1998 through the digging by construction company in 1997. it should be mentioned that just 38 cemetery
Are remained out of around 200 .
,archeologist recorded the remains of the first millennium B.C , A cemetery dating back to iron age II .
Discovered remains ,debris , remains of contemporary
Discovered artifacts and objects with skeleton pale ,gray and red potteries ,agat ,limeston,
And turquoise beads , bronze jewelers bronze and iron weapons .
The form of burial is formally in infantile case ,common in the pre-history .
Undoubtedly this kind of burial shows beliefs of this tribe to the continuity of the life after dying .
Its really a dramatic story that after 10 years of discovering this world heritage ,Iranian
Cultural and tourist organization hasn’t done any action and propaganda to introduce this site to the people in iran And all over the world ,
I decided to send this email to inform UNESCO due to the claim of a responsible guy of tourist organization on site that no one knows in UNESCO a historical site is discovered.
On behalf of all patriot Iranians I want UNESCO to attend more about this not only Iranian but world heritage .
In case of any information don’t hesitate to contact me .
Attached pictures show the area around the site and also inside it .
Best regards
Amin Taghipour
in adrress khane moze Dr shariati
July 15, 2008
no 10 nader alley , dr fatemi after north karegar.
are you virgin?
July 8, 2008
پيکر زنان ، مکانی عمومی / شهلا شفیق
دو شنبه 16 ژوئن 2008
تمام ترجمه هاى اين مقاله :
- [فارسى]
- [français]
روزهای ماه مه شصت و هشت را به ياد می آورم در کلينيک کوچک پدرم در شهرستان. ما در همان محلی که درمانگاه مخصوص زنان و زايمان بود خانه داشتيم. در عنفوان بلوغ ، به سیر رویدادها و تحولاتی که در فرانسه دوردست جریان داشت چشم دوخته بودم: تظاهرات جوانان در خيابانها، فريادهای آزادی، آغوش های گشوده و بوسه ها در ملاء عام. با ذهنی آکنده از پرسش در باره جهان و در باره خودم، درگيرودار کشف جسمم که داشت شکل عوض کرد، در جستجوی پاسخ در پيرامون خود بودم. هيچ رخدادی در کلينيک از چشمان کنجکاوم پنهان نمیماند: زنها می زایيدند، سقط میکردند و گاه در شب زفاف، وقتی ملحفه سفيد از خون رنگ نمی گرفت، آنان را به درمانگاه میآوردند.
اتفاق می افتاد نيمه شب با شنیدن داد و فرياد از تختخوابم جست بزنم، و از پله ها سرازير شوم تا يک بار ديگر شاهد همان صحنه هميشگی باشم: مرد و زن سر هم فرياد می کشيدند و در گوشه ای زن جوانی لرزان می گريست. خانوده های دو طرف، بر سر بيگناهی عروس دعوا می کردند و از پزشک متخصص می خواستند کلام آخر را بگوید. صدای خشمگين پدر را به ياد می آورم و سخنان او را که پس از بارها شنيدن حفظ شده بودم: “از اين وحشی گری که راه انداخته ايد خجالت نمی کشيد؟ من پزشکم! به نام علم حرف می زنم و به شما میگويم بعضی زنها با آنکه باکره هستند خون ريزی ندارند! و تازه، بکارت زن می تواند در اثر يک حادثه از بين برود. دنبال اثبات چه هستيد شما؟ شرم کنيد!”
صحنه با گفتگویی خصوصی ميان پدر و عروس و داماد به پايان می رسيد. نگاه پدر را به ياد می آورم وقتی به من می گفت “می بينی دخترم! زن بودن در اين مرز و بوم کارآسانی نيست!” گيجی و آشفته حالی خانواده ها، يادم هست و صورت های باد کرده از گريه عروسهای جوان که همه شان را به هم شبيه می کرد. همه آن ها گوئی تنی واحد بودند : پیکری مچاله شده از تحقير، خرد و لرزان. زمانی به طول انجاميد تا دريابم سبب همه اين صحنه ها همين است که در نظام پدرسالار، تن زن ويژگی شخصیاش را از دست می دهد تا مکان آبروی قوم و گروه گردد.
چند دهه پس از ماه مه شصت و هشت و شکوفایی بعدی جنبش زنان درفرانسه که به دستاوردهای بزرگی در کسب حقوق آنان انجاميد، در سالهای تبعيد در فرانسه، کار و تحقیق در زمينه مسائل مهاجران مرا به مشاهداتی از همين دست راه برد. شاهد همين گونه رويدادها شدم که آفريننده کشمکش در خانوادههاست و خردکننده زنان. آنجه در شهر ليل گذشته تنها نمونه ای از اين رويدادها ست و اهميت آن در توجه دادن به واقعياتی است که ابعادش از اين واقعه مشخص بسيار فراتر می رود. رأی دادگاه در لغو ازدواج به دليل باکره نبودن عروس، مسئله مهم تضاد ميان اصول دمکراتيک با ارزشهای پدرسالار را مطرح می کند که تحت عنوان “فرهنگ” و “مذهب” مداوما بازتوليد می شوند.
“دروغ” زن جوان در باره بکارتش که قاضی رأی خود را بر پايه آن صادر کرده، برملا کننده حقيقت رودرویی رنج آور جمع کثيری از زنان با مدرنيت مثله شده است، هرگاه پذيرش مدرنيزاسيون با جذب ارزش های مدرن برابری، آزادی و اختيار فردی همراه نباشد. اين چنين، در بسياری کشورها و در بسياری موقعيت ها، روند تحول مدرن به رغم تغييرات مهم در وضعيت زنان، از جمله دستيابی به آموزش و شغل، لزوما به از ميان برداشتن قواعد و رسومی نظير لزوم حفظ بکارت پيش از ازدواج نمی انجامد. اين قاعده بيانگر اراده تسلط بر پيکر زنان است و مهار آن در جهت حفظ قدرت پدرسالار. در مدرنيت مثله شده، زنان با وجود دست يابی به درجاتی از آزادی و اختيار، همچنان زندانی استراتژیهای هويتی پدرسالارانه باقی میمانند که مداوما بازتوليد شده و تداوم میيابند. اين استراتژی ها بدن زنان را پایگاه “آبروی” مردان، فاميل و گروه قرار میدهد و اين چنين “بکارت” زنان ضامن “حيثيت ” گروه و قوم میشود. سالهاست کنشگران و فعالان حيطه های متفاوت اجتماعی شاهد اين حوادث غم انگيز هستند. پيشرفت جنبشهای سياسی ـ مذهبی در بازتوليد و گسترش اين واقعيات نقش دارند. “منحرف” جلوه دادن “آزادی زنان” که در تبليغات اينان موجد “فساد اخلاقی و اجتماعی” قلمداد می شود، از موضوعات تکراری گفتار آن هاست. و محروميت های اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و جنسی به پيشروی اين تبليغات پا می دهند.
اينگونه، زنان در مرکز کشمکشهای فرهنگی ـاجتماعی ـ سياسی قرار دارند که درنهايت مسئله دمکراسی را مطرح می سازد. درفرانسه، اين مسائل ما را با ضرورت پيشبرد اصول آزادی و برابری زنان رودرو میکند که خود با اهمیت تعميق ارزش های دمکراتيک گره خورده است . اين موضوعات از يکسو به لزوم بازبينی مواد قانون در جهت تثبيت هر چه بيشتر اصول آزادی زنان و برابری حقوق آنان توجه می دهد و از سوی ديگر بيانگر ضرورت کار دائم برای تحول شرايط پيچيده ای است که خانواده ها و افراد را درگير میکند.
شهلا شفیق ، نويسنده و پژوهشگر ، مدير انجمن “گسترش روابط بين فرهنگی برای توسعه شهروندی”
|
|
کارهای این آقا بسیار زیباست و من تحسین میکنم در گستزش این فعالیت های هننری سعی کنیم بجنبیم. آثار احمد نادعلیان استوانه ای بر ماسه های کویر جشنواره هنر محیطی کرمان
|
ذغال فروش
هنوز در فکر آن ذغال فروشم در زیر پله های سبزه میدان اصفهان .در پیچ و خم باریک دالانهای کهنه بازار بی خاتم و ملیله بدون طلایه ای از منبت.
طعم شیرین گز وبوی خوش بریان .بوی خاک کهنه ای که سادگی کهنه لباس فروشان با هوای اطرافت رقصان در هم پیچیده است مشامت را نوازش می دهد و نگاه پر ژرفا و گرم مرد سیاه از ذغال بجای مانده از آتش درختان صد سال تنها چشمانت را تازیانه می زند
.و تا دیرگاهی هیبت سکوت و نگاه ژرف او و جز دنگ دنگ سوالی که بیش از جنگ جنگ قلم استاد بر فلز سینی برشته سرخ رنگ او پیاپی در کله ام می پرسید .
به چه میزان که او بدبخت ترین مردمان است چیز دیگر از مشاعیرم نگذشته است.
من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیرا ترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد. لوکوربوزیه
شریعتی
November 17, 2007
به طور اتفاق خانه موزه دکتر علی شریعتی را کشف کردیم . که ما گریزی زدیم و به دیدن آن رفتیم جالب و دیدنی .به شما هم توصیه می کنم که وقت کردین برین.
نکته جالب توجهی که به چشمم در آنجا خورد این بود که چرا ÷پدر زن دکتر (پدر پوران شریعت رضوی )تخت یک نفره به عنوان جهاز دختر خود بجای تخت دو نفره به آنها هدیه کرده است
ماشین و حیاطش و اتاقش





























